افسرد گی ، استرس ومحور آدرنا ل(بخش اول)
شرح بيماري :
استرس عبارت است از واكنشهاي فيزيكي، ذهني و عاطفي كه در نتيجه تغييرات و نيازهاي زندگي فرد، تجربه ميشوند. تغييرات ميتوانند بزرگ يا كوچك باشند. پاسخ افراد به تغييرات زندگي متفاوت است. استرس مثبت ميتواند يك انگيزش دهنده باشد در حالي كه استرس منفي ميتواند در زماني كه اين تغييرات و نيازها، فرد را شكست ميدهند، ايجاد شود.
علايم شايع :
فيزيكي: گرفتگي عضلاني، سردرد، درد قفسه سينه، ناراحتي معده، اسهال يا يبوست، افزايش ضربان قلب، دستهاي سرد و مرطوب، خستگي، تعريق شديد، بثورات، تنفس سريع، لرز، تيك، تحريكپذيري، كماشتهايي يا بياشتهايي، ضعف، احساس خستگي، گيجي.
عاطفي: عصبانيت، اعتماد به نفس پايين، افسردگي، بيتفاوتي، تحريكپذيري، ترس و پاسخهاي هراسي، اشكال در تمركز، احساس گناهكاري، نگراني، بيقراري، اضطراب و وحشت.
رفتاري: سوءمصرف الكل يا مواد مخدر، افزايش مصرف سيگار، اختلالات خواب، پرخوري، كاهش حافظه و منگي.
عوامل افزايش دهنده خطر :
1- مرگ فرد مورد علاقه (همسر، كودك، دوست) واز دست دادن هرچيزي كه براي فرد ارزشمند باشد.
2 - آسيبها يا بيماريهاي شديد
3 - اخراج شدن يا تغيير شغل
4 - نقل مكان كردن به يك شهر يا استان جديد
5 - مشكلات جنسي بين فرد و شريك جنسي او
6 - ورشكستگي مالي يا مقروض شدن شديد مثلاً به خاطر خريد يك خانه جديد
7 - تعارض مدام بين فرد و يكي از اعضاي خانواده، دوست نزديك ياهمكار
8 - خستگي دايمي ناشي از استراحت، خواب يا تفريح ناكافي
درمان :
برخي از روشهايي كه به كاهش استرس كمك ميكنند، به شرح زير هستند:
1- يك روش را ياد بگيريد وبه طورمنظم ودرصورت امكان هر روز آن را تمرين كنيد. روشهاي بسياري وجود دارند: - به مدت كوتاهي از هر وضعيت پر استرسي كه در طول روز به آن برميخوريد، دور شويد.
- يك روش سفت و شلكننده عضلات را ياد بگيريد و آن را تمرين كنيد.
2- ازآوردن مشكلات خود به خانه يا بستر خودداري كنيد. درپايان روز، دقايقي را به مرورتك تك تجارب كل روزاختصاص دهيد به طوري كه انگار يك نوار را مجدداً گوش ميدهيد.
3- تمام عواطف منفي را كه متحمل شدهايد (عصبانيت، احساس عدم امنيت يا اضطراب) از خود برهانيد. از كليه انرژيها يا عواطف خوب ( افكار عاشقانه، ستايش، احساسات خوب در مورد كار يا خودتان) لذت ببريد.
4- در مورد كارهاي ناتمام تصميمي اتخاذ كنيد و تنش ذهني يا عضلاني را رها كنيد. هماكنون براي يك خواب آرامشبخش و بهبود دهنده عواطف آماده هستيد.
داروها :
پزشك شما ممكن است به مدت كوتاهي براي شما داروي آرامبخش يا ضد افسردگي تجويز كند.
افسرد گی :
شرح بیماری :
افسردگی اختلالی است که بر تفکر ، خلق ، احساسات ،رفتار و سلامت جسمی شما اثر می گذارد. پيش از اين عقيده بر اين بود که« تمام آن در سر شماست » و اگرواقعاًتلاش کنيد می توانيد خود را از آن رها کنيد. امروزه پزشکان می دانند که افسردگی نوعی ضعف نيست و شما به تنهايی نمی توانيد آن را درمان کنيد. افسردگی يک اختلال پزشکی با زمينه شيميايی يا زيست شناسی است .گاهی اوقات يک زندگی پر استرس محرکی برای افسردگی می شود. در ساير موارد به نظر می رسد که افسردگی بدون يک علت تعيين شده مشخص و بطور خود بخودی روی می دهد. افسردگی ، بدون توجه به علت آن چیزی بیش از یک حالت محزون و یا خمودگی دراماتیک است. افسردگی می تواند تنها يک بار در زندگی فرد اتفاق بيفتد . به هر حال اغلب به صورت حملات تکراری در طول زندگی با دوره های بدون افسردگی در بين آنها اتفاق می افتد يا می تواند وضعيتی مزمن باشد که نيازمند يک درمان پيوسته در طی زندگی باشد .
اهمیت افسردگی :
اين اختلال بيش از 18 ميليون آمريکايی را در تمام سنين و نژاد ها مبتلا کرده است. سالانه فقط در بریتانیا و امریکا در رابطه با افسردگی بیش از 30 میلیارد پوند هزینه می شود ، افسردگی یک علت عمده ناتوانی و مهم ترین علت خود کشی در سرتاسر جهان است . ميزان خودکشی در مردان 4 برابر بيشتر از زنان است، گرچه زنان بيشتر اقدام به خودکشی می کنند. ميزان خودکشی پس از 70 سالگی در مردان افزايش می يابد، و اين ميزان پس از 85 سالگی بيشتر است .
علائم و نشانه ها :
دو نشانه شاخص افسردگی که نشانه های کليدی برای شخص محسوب می شوند در زير آورده شده اند . 1- از دست دادن علاقه به امور روزمره طبيعي : شما علاقه و خوشحالی خود را در فعاليتهايی که قبلاً از آنها لذت می برديدازدست می دهید. اين مورد « بی لذتی » ناميده می شود . 2 - خلق افسرده : شما احساس غم يا نااميدی و بی فریادرسی می کنيد و امکان دارد نوبت های گريه داشته باشيد. از ديد پزشکان يا ساير مراقبين بهداشتی که افسردگی را تشخيص می دهند، علاوه بر دو مورد اصلی بيشتر علائم و نشانه هايی که در زير آورده شده اند نيز می تواند در بيشتر روزها و یا تقريباً هر روز، به مدت حداقل دو هفته در فرد وجود داشته باشند :
- اختلالات خواب
- اختلال در فکر کردن يا متمرکز شدن
- کاهش وزن يا وزن گيری قابل توجه
- پرخاشگری يا کاهش حرکات بدن
- خستگی
- اعتماد به نفس پايين
- کاهش علاقه به فعاليت جنسی
- افکار مرگ
- افسردگی می تواند شکايات جسمی گسترده ای را نيز مانند خارش عمومی، تاری ديد، افزايش تعريق، دهان خشک،
مشکلات گوارشی ( سوء هاضمه، يبوست و اسهال ) سردرد و کمر درد ايجاد نمايد .
انواع اصلی افسردگی شامل موارد زير است :
1- افسردگی اساسی
اين نوع از اختلال خلق بيش از دو هفته پايدار می ماند . نشانه ها می تواند، شامل : احساس عظيم غم و سوگ، از دست دادن علاقه و خوشحالی در فعاليتهايی که معمولاً برايتان لذتبخش است و احساس گناه و بی ارزشی باشد. اين نوع افسردگی می تواند باعث کم خوابی، تغيير اشتها، خستگی شديد و مشکل شدن تمرکز شود. افسردگی شديد می تواند خطر خودکشی را افزايش دهد.
2- ديستايمی Dysthymia
نوع خفيف تر اما مداوم تر افسردگی است. اين نوع حداقل دو سال و اغلب بيش از 5 سال دوام می آورد.علايم و نشانه ها معمولاًناتوان کننده نيستند و دوره های ديستايمی می تواند با دوره های کوتاه مدت احساس طبيعی بودن جا به جا شود. ابتلا به ديستايمی شما را در خطر بيشتر برای افسردگی اساسی قرار می دهد .
3- اختلالات تطابقی
اگر فردی که محبوب شماست فوت کند، شغلتان را از دست بدهيد يا تشخيص سرطان برای شما گذاشته شود بسيار طبيعی است که احساس فشار، غم، عصبانيت يا لبريز شدن کنيد . در نهايت بسياری افراد با پايان استرسهای زندگی به حالت اوليه باز می گردند. اما بعضی خير،اين چيزی است که بنام اختلال تطابقی خوانده می شود. زمانی که پاسخ شما به يک حادثه يا واقعيت پراسترس باعث ايجاد علائم افسرگی می شود . بعضی افراد در پاسخ به يک حادثه منفرد دچار اختلال تطابقی می شوند. به نظر می رسد اين مشکل در ديگران از ترکيبی از عوامل استرس زا ریشه دارد. اختلال تطابقی می تواند حاد باشد ( کمتر از 6 ماه دوام بياورد ) يا مزمن باشد ( به مدت طولانی تری باقی بماند )
علت ها :
هيچ علت منفردی برای افسردگی وجود ندارد. اين بيماری غالباً شکل خانوادگی دارد . کارشناسان معتقدند که يک حساسيت ژنتيکي در ترکيب با عوامل محيطی مانند استرس يا بيماری جسمی می تواند باعث ايجاد يک عدم تعادل در مواد شيميایی مغز با نام نوروترانسميترها شود که موجب افسردگی می شود . به نظرمی رسد عدم تعادل بين سه نوروترانسميتر – سروتونين، نوراپی نفرين و دوپامين – با افسردگی مرتبط باشد. دانشمندان کاملاً نمی دانند که چگونه عدم تعادل در نور و ترانسميترها می تواند علائم و نشانه های افسردگی را ايجاد کند. به طور قطع مشخص نیست که آيا تغييرات نوروترانسميترها علت افسردگی است يا نتيجه آن .
عواملی که با افسردگی مربوط هستند شامل موارد زير است :
- ارث
- ا سترس
- داروها : استفاده طولانی مدت از برخی داروها مانند داروهايی که جهت کنترل فشار خون استفاده می شوند، قرصهای خواب يا قرصهای جلوگيری از بارداری می توانند علائم افسردگی را در بعضی افراد ايجاد کنند .
- شخصيت : صفات شخصيتی خاصی مانند اعتماد به نفس پايين و وابستگی شديد، بدبينی و حساسيت در برابراسترسها می تواند شما را مستعد افسردگی نمايد
- الکل، نيکوتين و سوء استفاده از مواد
منابع :
Neuro-endocrinology Briefing 19
http://psychostudent.persianblog.com
irteb.com
هدف این وبلاگ برقراری ارتباط با دبیران,دانشجویان و دانش آموزان در جهت ارتقای آموخته های